ایران و آمریکا بهترین فرصت ممکن را برای پیروزی حقیقی در اختیار دارند

IMAGE635157047445268987

یک اندیشکده آمریکایی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد را آخرین فرصت ممکن برای رفع دیپلماتیک معضل هسته‌ای و دست یافتن به توافقی با ایران دانست و معتقد است که بهترین راه برای استفاده از این فرصت، سرمایه‌گذاری بر روی منافع راهبردی مشترک ایران و آمریکا است.

اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی» (CSIS) در مقاله‌ای به قلم «آنتونی اچ. کوردزمن» با اشاره به این نکته که رویکرد تازه دولت روحانی احتمالاً آخرین فرصت دیپلماتیک موجود برای رفع بحران هسته‌ای و دست یافتن به توافق با ایران است، و از طرفی با توجه به دشواری اجرای راه‌های دیگر برای مقابله با بحران هسته‌ای ایران، مانند حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای این کشور و یا مهار ایرانی هسته‌ای، آمریکا باید ضمن هوشیاری و با اتخاذ دیدی واقع‌گرایانه و رویکردی عمل‌گرایانه، از این آخرین کورسوی امید به بهترین شکل و با سرمایه‌گذاری بر روی منافع راهبردی مشترک استفاده کند.

ایران دارای نیروهای نظامی نامتقارن توانمند و ارتش بزرگی است  

آمریکا باید در تعامل با ایران فوق‌العاده مراقب و هوشیار باشد. ایران تا کنون با استفاده از تاکتیک‌های تأخیری و مذاکرات، یک دهه برای پیشروی به سوی کسب توانمندی سلاح‌های هسته‌ای زمان خریده است. تهران هنوز هم دلایل محکمی برای ادامه این روند دارد. جدای از مسئله غرور ملی، ایران برای تقویت نیروهای نظامی متعارف خود که عمدتاً قدیمی و از رده خارج هستند، حقیقتاً به سلاح‌های هسته‌ای نیاز دارد.

با وجود اینکه نیروهای نظامی نامتقارن ایران بسیار توانمند بوده و این کشور از ارتش بزرگی برخوردار است، اما فقدان نیروی هوایی، دفاع هوایی، و زمینی مدرن در ایران کاملاً محسوس است. ایران نه تنها کوچک‌ترین شباهتی به «هژمون» خلیج [فارس] ندارد، که در حال تبدیل شدن به بزرگ‌ترین موزه نظامی منطقه‌ای است که در آن حفظ توان مبارزه در درگیری‌های بزرگ در برابر قدرت‌فکنی آمریکا، اعراب خلیج [فارس] ، انگلیس، و فرانسه امتیاز مهمی محسوب می‌شود. به علاوه، موشک‌های نظامی متعارف ایران هنوز بسیار غیردقیق‌تر از آن هستند که بدون وجود کلاهک‌های هسته‌ای بتواند تهدیدی جدی برای همسایگان این کشور محسوب شوند.

بهترین توافقات نیز تنها شروع فرآیندی است بسیار بلندمدت  

مفاد هر قرارداد پیشنهادی باید چنان روشن و واضح باشد که بتوان اطمینان حاصل کرد که به دقت و درستی مورد تایید قرار گرفته و از سویی، امکان بازرسی‌های بیشتر برای بررسی میزان تعهد ایران نسبت به آن وجود داشته باشد. این قرارداد باید مورد پذیرش ۱+۵ نیز قرار گیرد، و تنها تحت این شرایط است که سبک کردن تحریم‌های آمریکا، اتحادیه اروپا، و سازمان ملل متحد کار درستی خواهد بود. همانطور که در مورد سوریه نیز شاهد بودیم، حتی بهترین توافقات نیز تنها شروعی است برای فرآیندی که در مدت زمان نامعینی در آینده به درازا خواهد کشید.

مذاکراتی که با هوشیاری کامل انجام نشود می‌تواند به ایران اجازه دهد که به تدریج به نقطه‌ای برسد که مواد شکاف‌پذیر کافی برای ساخت یک سلاح، و/یا توان تقویت و پراکنده کردن سانتریفیوژها و دیگر توانمندی‌های هسته‌ای خود را به دست آورد، یعنی نقطه‌ای که حتی یک حمله پیشگیرانه از جانب آمریکا -و یا بدتر از آن اسرائیل- نیز دیگر نخواهد توانست به شکل باورپذیری برنامه تسلیحاتی ایران را تهدید کند.

آمریکا خسته و جنگ‌زده است  

به علاوه چنین رویدادی می‌تواند اعتماد هم‌پیمانان عرب آمریکا، اسرائیل، ترکیه، و دیگر کشورهای اروپایی را به ما [آمریکا] کم کند، آن هم در زمانی که بسیاری بر این باورند که آمریکا در مصر هم‌پیمان خود را تنها گذاشته است، در برخورد با سوریه و عراق ضعف و بی‌ارادگی شدیدی نشان داده است، خسته و جنگ‌زده است، و نمی‌تواند راه‌حل قابل قبولی برای رفع مناقشات داخلی بر سر میزان بودجه و مخارج دفاعی پیدا کند. این تردیدها هم‌اینک نیز منجر به ایجاد توهم توطئه‌ای در میان مردم عرب شده است که آمریکا با کنار آمدن با ایران، قصد خیانت به جهان عرب را دارد، و از سویی تمام حکومت‌های دوست عرب را نیز نسبت به واشنگتن شدیداً بی‌اعتماد کرده است.

آمریکا در جنگ هشت ساله از عراق پشتیبانی کرد  

- چالش‌ها

چانه زدن بر سر پایان دادن به تحریم‌های آمریکا، اتحادیه اروپا، و سازمان ملل در برابر عقب‌گرد باورپذیر ایران از بخش‌های تهدیدآمیز برنامه هسته‌ای خود، اقدام بسیار پیچیده‌ای در زمره فعالیت‌های کنترل تسلیحاتی محسوب می‌شود، و توافق بر سر هر قراردادی در این زمینه را به وظیفه فوق‌العاده دشواری بدل خواهد ساخت. اما بعید است که در غیر این صورت بتوان به پیشرفتی حقیقی در ایجاد روابطی حسنه میان آمریکا و ایران دست یافت.

هیچ یک از دو طرف نمی‌تواند وقایع تاریخی خود را فراموش کند، چه کودتای سال ۱۹۵۳ [۲۸ مرداد ۳۲] باشد که شاه را دوباره به قدرت رساند، چه تسخیر سفارت آمریکا و بحران گروگان‌گیری ۴۴۴ روزه. آمریکا و ایران یک بار و در جریان برخوردی که با عنوان جنگ نفت‌کش‌ها شناخته می‌شود -درگیری جزئی نیروهای دریایی-هوایی در جریان جنگ ایران و عراق- با یکدیگر درگیر شدند و آمریکا در جنگ هشت ساله عراق با ایران، از سال ۱۹۸۴ به بعد از عراق پشتیبانی کرد.

تجارب تلخ گذشته، بر روابط آینده سایه خواهند انداخت  

جدای از مسئله هسته‌ای، این دو کشور در حال حاضر بر سر مسائل بسیاری با یکدیگر اختلاف دارند: نیروهای نامتقارن ایران و تهدید آن برای اسرائیل، لبنان، عراق، بحرین، یمن، جنگ سوریه، و بستن خلیج [فارس که البته منظور نگارنده تنگه هرمز است] ، و همینطور توازن نظامی در سرتاسر خلیج[فارس] و به علاوه، پشتیبانی آمریکا از نیروهای نظامی شورای همکاری خلیج، و تلاش‌های جزئی آمریکا برای تغییر حکومت در ایران. به تمام این‌ها اضافه کنید اقدامات ایران در افغانستان، و نقش نیروی القدس [نیروی قدس] -یک واحد ویژه از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی- و دیگر فعالیت‌های حکومت ایران در پشتیبانی از آنچه آمریکا به عنوان نوع کلانی از تروریسم حکومتی می‌شناسد.

موارد فوق، معضلاتی واقعی و جدی در حوزه سیاست بوده و هر گونه تلاش برای رفع آنها در کوتاه مدت، دستیابی به یک اعتماد حقیقی متقابل ناگهانی، و پایان دادن به تنش‌های میان آمریکا و ایران در کم‌ترین زمان ممکن، بیش از آنکه سودمند باشد، مخرب خواهد بود. حتی اگر یک «معامله بزرگ» همه جانبه نیز مورد توافق طرفین قرار گیرد، باز هم میراث تلخ گذشته و واکنش‌هایی که از هر دو سو، منجر به ایجاد سال‌ها بی‌اعتمادی، ظن، و تردید شده‌اند، احتمالاً بر روابط سال‌های آینده میان دو کشور سایه خواهد انداخت.

رفع دیپلماتیک بحران هسته‌ای، بسیار بهتر از هر گزینه جایگزین و عملی دیگر است

- آخرین کورسوی امید پیش از هسته‌ای شدن ایران

با این حال، نپذیرفتن روی خوشی که حسن روحانی نشان داده، یا ملامت کردن دولت اوباما به علت واکنش مثبتی که نسبت به آن داشته است، کار نادرستی است. برنامه هسته‌ای ایران به سوی نقطه‌ای می‌رود که احتمال دست یافتن به فرصتی دیگری برای آغاز آنچه ممکن است به فرآیند بلندمدت و دشواری، با حضور تمام کشورها برای رفع بحران هسته‌ای بدل شود، بسیار نامحتمل می‌نماید و در حال حاضر به نظر می‌رسد که رفع دیپلماتیک این بحران بسیار بهتر از هر گزینه جایگزین دیگری باشد که در عمل امکان‌پذیر خواهد بود.

مذاکره با ایران را تنها هنگامی می‌توان آخرین کورسوی امید برای پرهیز از حملات پیشگیرانه، یا تلاش برای مهار -که در هر صورت به بن‌بست رقابت تسلیحاتی هسته‌ای ایران و اسرائیل در منطقه، تلاش عربستان برای دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای برای خود، و الزام تعهد آمریکا به گسترش چتر بازدارندگی خود منتهی خواهد شد- دانست که شروط و مواد واقع‌گرایانه‌ای در آن لحاظ شده باشد، و در حالی که برنامه هسته‌ای ایران کماکان به پیش می‌رود، واکنش آمریکا را برای مدت زمان نامشخصی به تعویق نیندازد.

حمله اسرائیل به ایران، موج جدیدی از مخاصمات منطقه‌ای را ایجاد خواهد کرد  

- پیامدهای غیرقطعی حملات پیشگیرانه

آمریکا، ایران، و تمام دیگر کشورهای درگیر در این بحران باید در مورد آنچه که ممکن است با به پایان رسیدن زمان و هسته‌ای شدن ایران به وقوع بپیوندند، کاملاً واقع‌گرا و عمل‌گرا باشند. ایران به راحتی می‌تواند هدف دنباله‌ای از حملات پیشگیرانه -که از سوی اسرائیل اجرا و احتمالاً از سوی آمریکا طراحی شده‌اند- قرار گیرد که بخش بسیار بزرگی از تأسیسات هسته‌ای ایران را نابود خواهد کرد. با این وجود نمی‌توان در مورد توقف تلاش‌های هسته‌ای ایران پس از این حملات، اطمینان داشت.

مجموعه محدودی از حملات پیشگیرانه از سوی اسرائیل می‌تواند دو پیامد داشته باشد. اول اینکه آمریکا را به ادامه و مشارکت در این حملات مجاب سازد، و دوم، موقعیتی ایجاد کند که در آن ایران با زیر پا گذاشتن تمام معاهدات و پیمان‌های کنترل تسلیحاتی خود و ممانعت از بازرسی‌های سازمان ملل، یک برنامه هسته‌ای تازه و بسیار گسترده را به صورت کاملاً پراکنده یا در پایگاه‌هایی تصادفی آغاز کند. با این حال، پیامد این حملات هر چه که باشد، می‌تواند ایران را وارد موج جدیدی از برخوردها و درگیری‌ها با آمریکا و همسایگان خود کند.

حمله آمریکا به ایران، رقابت تسلیحاتی و تنش‌های نظامی بلندمدت‌تری را ایجاد خواهد کرد  

مجموعه‌ای از حملات پیشگیرانه که از سوی آمریکا هدایت شود، می‌تواند نتایج بسیار موفقیت‌آمیزتری در پی داشته باشد. اما آمریکا تنها در صورتی می‌تواند اطمینان داشته باشد که روند تلاش‌های جدی هسته‌ای ایران متوقف شده است که در صورت آگاهی یافتن از وجود اهدافی که در حمله قبل، در نابود کردن ناموفق بوده است، به سرعت حمله دیگری را آغاز کند، و همینطور بتواند فعالیت‌های ایران را دقیقاً زیر نظر داشته باشد، و به هر هدف جدیدی که در جریان طرح‌ها و برنامه‌های جدید ایران تاسیس می‌شود، مجدداً حمله کند.

برای چنین اقداماتی، آمریکا به پشتیبانی‌های گسترده منطقه‌ای و همینطور احتمالاً توافقی بلندمدت برای ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه نیاز خواهد داشت. پیامد این اقدام، در خفیف‌ترین حالت، منجر به رقم خوردن سال‌های بیشتری از رقابت تسلیحاتی منطقه‌ای، تنش‌های نظامی، و تلاش ایران برای یافتن راه‌هایی برای حمله یا تحت فشار قرار دادن کشورهای عرب، اسرائیل، و آمریکا خواهد بود.

حمله آمریکا به ایران، با چالشی جدی از سوی روسیه و چین مواجه خواهد شد  

همانطور که موقعیت کنونی سوریه به وضوح به ما نشان می‌دهد، هیچ کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که آمریکا برای انجام چنین اقدامی، حقیقتاً تا چه اندازه از سوی هم‌پیمانانش، و حتی خود کنگره آمریکا پشتیبانی خواهد شد؛ هیچ کس نمی‌تواند محدوده واکنش‌های ایران به چنین اقدامی، توان این کشور در بهره‌برداری از نیروهای سوم شخص وابسته به خود، تمایل تهران به تجربه برخوردی مستقیم با استفاده از نیروی هسته‌ای جدید، توان موشکی و نیروهای نامتقارن را در مقابله با آمریکا و همینطور منطقه پیش‌بینی کند.

چنین اقداماتی از سوی آمریکا، به طور قطع در سازمان ملل با چالشی جدی از سوی روسیه و چین مواجه خواهد شد. به علاوه امکان ندارد که حملات آمریکا به ایران، افزایش فعالیت‌های این کشور را در عراق، سوریه، لبنان، یا افغانستان، و یا هر جای دیگری که ایران بتواند از آن به عنوان عرصه‌ای برای انتقام‌جویی استفاده کند، در پی نداشته باشد.

اما تمام این مشکلات نمی‌تواند دلیل خوبی برای اقدام نکردن باشد. خطر ایرانی کاملاً هسته‌ای، بسیار بزرگ و بسیار جدی است؛ و این خود به تنهایی استدلال محکمی است برای تلاش برای دست یافتن به یک راه‌حل جایگزین مناسب، در صورتی که مذاکره‌ای بر مبنای واقع‌گرایی امکان‌پذیر بنماید.

پیامد دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، یک رقابت باخت-باخت است  

- پیامد غیرقطعی دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای و سیاست مهار: محتمل‌ترین پیامد ممکن، یک رقابت نردبانی باخت-باخت است

در غیاب حملات پیشگیرانه – یا حملات پیشگیرانه‌ای که بتوانند با موفقیت، فعالیت‌های ایران را متوقف کنند- آنچه اکنون یک رقابت هسته‌ای یک‌طرفه عمدتاً خاموش است، به یک رقابت چندجانبه، علنی و بسیار تهدیدکننده‌تری تبدیل خواهد شد. در سطوح بالاتر، این رقابت به رقابتی تسلیحاتی میان ایران و هر هم‌پیمانی که بتواند داشته باشد از یک سو و در سمت دیگر آمریکا و هم‌پیمانان عربش در حوزه و یا نزدیک به خلیج [فارس] بدل خواهد شد.

یک ایران هسته‌ای می‌تواند میزان تمایل آمریکا و اعراب را برای درگیر شدن در برابر تهدیدات، ارعاب، و استفاده ایران از نیروهای نامتقارن خود تغییر دهد. این پدیده، ضرورتاً، جریان صادرات نفت از خلیج [فارس] را به صحنه‌ای برای رقابت‌های تسلیحاتی مستمر و تنش‌های پایدار بدل خواهد ساخت، که هر آن ممکن است منجر به ایجاد برخوردی شود که ابعاد آن می‌تواند به طور ناخواسته گسترش یابد.

اسرائیل به سلاح‌های گرماهسته‌ای نیز دسترسی دارد  

مسئله مبهم‌تر -که به توجهات واقع‌گرایانه بسیار بیشتری در ایران و همینطور ارزیابی‌های خارجی از تهدید هسته‌ای ایران نیاز دارد- آثار دستیابی حقیقی و عملی ایران به سلاح‌های هسته‌ای است. یک یا چند ابزار مقدماتی هسته‌ای نمی‌تواند یک نیروی هسته‌ای ایجاد کند. ایران دست‌کم تا یک دهه آینده نمی‌تواند توان هسته‌ای کافی برای ایجاد تهدیدی وجودی علیه اسرائیل را به دست آورد؛ تهدیدی که جدی‌تر از تهدید کنونی اسرائیل علیه ایران باشد.

تل‌آویو در برابر چنین تهدیدی بی‌کنش نخواهد ماند، و به علاوه، اسرائیل در حال حاضر نیز موشک‌های بسیار توانمندتری نسبت به ایران در اختیار دارد. به علاوه اسرائیل افزون بر ابزارهای اولیه شکافتی، که احتمالاً تا دست‌کم نیمه نخست دهه آینده تنها سلاح‌های ایران خواهند بود، به سلاح‌های گرماهسته‌ای نیز دسترسی دارد. در نتیجه اسرائیل تهدید وجودی بزرگ‌تری برای ایرانی وابسته به بقای تهران خواهد بود تا ایران برای اسرائیل وابسته به بقای تل‌آویو.

هیچ کشوری، هرگز نمی‌تواند برنده رقابتی باشد که در آن دو رقیب تهدید وجودی یکدیگرند  

همانطور که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق در جریان جنگ سرد آموختند، حتی برابری یا برتری ایران در رقابت احتمالی میان این کشور و اسرائیل نیز نمی‌تواند حکمی قطعی در خصوص پیروز نهایی میدان صادر کند. تنها حکم قطعی در یک چنین موقعیتی این است که هیچ کشوری، هرگز، نمی‌تواند برنده رقابتی باشد که در آن دو رقیب تهدید وجودی یکدیگر محسوب می‌شوند.

درست مانند تمام دیگر کشورهای خاورمیانه، ایران نیز اگر نشان دهد که تنها برای تقویت قدرت و تسلط خود در منطقه خلیج [فارس] در پی دستیابی به قدرت هسته‌ای است -که حقیقتاً نیز ممکن است چنین باشد- خطرات متعاقب آن برای صادرات جهانی نفت و همینطور اقتصاد جهانی، بعید است که بتواند دیگران را از انجام اقداماتی متقابل بازدارد. چنین رویدادی به طور قطع واکنشی را هم از سوی آمریکا و هم از سوی کشورهای عرب به همراه خواهد داشت.

واردات تسلیحاتی هم‌پیمانان آمریکا در منطقه، ده برابر کل واردات سلاح ایران ارزش دارد  

دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، ممکن است توان بازدارندگی این کشور را در برابر یک حمله مستقیم افزایش دهد، اما به طور قطع نمی‌تواند آمریکا یا کشورهای عرب را به پذیرش منفعلانه چنین رویدادی وادارد. آمریکا هم‌اینک نیز در حال انتقال یک محموله تسلیحاتی با ارزشی بیش از ده برابر ارزش کل واردات سلاح ایران به مقصد هم‌پیمانان خود در خلیج [فارس] است. پیوندهای نزدیک واشنگتن با کویت، بحرین، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، و عمان حتی هم‌اینک نیز می‌تواند آمریکا و هم‌پیمانان عربش را در هر نوع مقابله نظامی با ایران، پیروز قطعی میدان سازد.

تنها کاری که ایران می‌تواند انجام دهد این است که تصمیم بگیرد در این درگیری از سلاح‌های هسته‌ای استفاده کرده، و میزان خسارات وارده به آمریکا و هم‌پیماناش را تا ابعاد بسیار گسترده‌ای افزایش دهد؛ و اگر نتیجه نهایی منجر به ایجاد اختلالی جدی در جریان صادرات نفت خلیج [فارس] شود، آمریکا، هم‌پیمانان عرب واشنگتن، اسرائیل، و دیگر کشورهای منطقه -و همینطور اقتصاد جهانی- به یک اندازه دچار آسیب خواهند شد.

هیچ کس از شکل گرفتن یک رقابت تسلیحاتی در خلیج‌فارس سود نخواهد برد  

- ارزش نسبی عمل‌گرایی

با این حال، روی دیگر این سکه، یک امتیاز راهبردی در دنیای واقعی محسوب می‌شود. ایران نیازی به برانگیختن یک رقابت تسلیحاتی هسته‌ای ندارد، اگر، نتواند پیروز آن باشد، و اگر در پی دستیابی به اشکال خاصی از انواع بازدارندگی باشد، این کار را می‌تواند با دستیابی به سلاح‌های متعارف هدایت دقیق، بهتر و مؤثرتر انجام دهد؛ سلاح‌هایی که در برابر اهداف نفتی و زیرساختی کلیدی، «سلاح‌های کارآمد جمعی» محسوب می‌شوند، امکان استفاده از آنها باورپذیرتر جلوه می‌کند، افزایش توانمندی ایران در بهره‌برداری از آنها به اندازه توان هسته‌ای، واکنشی را از سوی جامعه جهانی به همراه نخواهد داشت، و در نهایت اهداف مورد حمله را به نابود کردن ایران تحریک نمی‌کند.

امروزه هیچ کس از شکل گرفتن یک رقابت تسلیحاتی متعارف در خلیج [فارس] یا منطقه سود نخواهد برد. ایران نمی‌تواند آمریکا و هم‌پیمانانش را به خارج از منطقه براند، و نیز نمی‌تواند کشورهای عرب خلیج [فارس] را از ادامه روند پرشتاب‌تر مدرن‌سازی توانمندی‌های هوایی و دریایی خود و خرید موشک‌ها و سامانه‌های دفاع موشکی بسیار مؤثرتر از سیستم‌های دفاعی کنونی ایران، بازدارد.

آمریکا و هم‌پیمانانش قدم به خاک ایران نخواهند گذاشت  

نیروهای نامتقارن و دفاع در عمق ممکن است بتوانند از ایران در برابر یورشی احتمالی به خاک این کشور دفاع بکنند، اما پرواضح است که آمریکا و هم‌پیمانانش برای حمله به ایران تنها از موشک‌ها و نیروی هوایی بهره خواهند برد و نه سربازانی که قدم به خاک ایران گذارند. اگر ایران بخواهد خلیج [فارس که البته منظور نگارنده تنگه هرمز است] را ببندد -یا در یک نبرد حقیقی، حملاتی جزئی و فعالیت‌های ارعاب‌انگیز داشته باشد- درمی‌یابد که آمریکا، شورای همکاری خلیج، و کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه به تهدیدی در برابر صادرات نفت، نسبت به بحران سوریه، پاسخ بسیار جدی‌تر خواهند داد و به علاوه تهران در صورت بستن خلیج [فارس] یا تهدید به انجام چنین کاری، احتمالاً امکان صادرات نفت خود را نیز از دست داده و اگر این رویداد ابعاد جدی‌تری در جامعه جهانی پیدا کند، به بسیاری از زیرساخت‌های نفتی ایران نیز آسیب خواهد رساند.

نرخ تولد در ایران از سال ۱۹۵۵ تا ۲۰۰۳ نصف، و از آن زمان تا به امروز تقریباً دو برابر شده است  

هیچ کشوری -به ویژه آمریکا- نمی‌خواهد منجر به ایجاد یک چنین رقابت تسلیحاتی و به طور قطع یک چنین جنگی شود. با این وجود، حقیقت این است که ایران به لحاظ اقتصادی بسیار آسیب‌پذیرتر از آمریکا یا کشورهای شورای همکاری است. تحریم‌ها به شدت به نظام اقتصادی فعلی و توان توسعه اقتصادی آینده این کشور آسیب زده است. به علاوه ایران با فشارهای ساختاری گسترده‌ای مواجه است که نسبت به هر تلاشی از جانب آمریکا، بقایای گروه فرقه‌مانند مجاهدین خلق، یا رضا «شاه بچه» پهلوی، پسر شاه مخلوع ایران، تهدید بسیار جدی‌تری برای تغییر نظام در این کشور محسوب می‌شود.

جمعیت ایران علی‌رغم تمام تلاش‌های گذشته، رشد پرشتابی را تجربه می‌کند. طبق برآورد اداره سرشماری آمریکا، جمعیت ایران از تنها ۴/۱۶ میلیون نفر در سال ۱۹۵۰ به ۹/۷۹ میلیون نفر در سال ۲۰۱۳ افزایش یافته و این روند تا ۱۰۰ میلیون نفر تا سال ۲۰۵۰ ادامه خواهد داشت. در حالی که نرخ تولد از ۴/۱% در سال ۱۹۵۵ به ۷/۰% در سال ۲۰۰۳ کاهش یافته، اما از آن زمان تا کنون مجدداً به ۳/۱% در سال ۲۰۱۳ افزایش یافته است. علی‌رغم پتانسیل ثروت‌های نفتی موجود در ایران، متوسط درآمد سرانه این کشور تنها ۱۳، ۳۰۰ دلار است که ایران را در جایگاه ۱۰۰ ام جدول رتبه‌بندی درآمدهای سرانه در سطح جهان، و بسیار پایین‌تر از دیگر کشورهای نفت‌خیز جنوب خلیج [فارس] قرار می‌دهد.

بیش از ۵۰% درصد جمعیت ایران را افراد زیر ۲۵ سال تشکیل می‌دهند  

طبق تخمین سیا، بیش از ۱۸% جمعیت ایران در فقر به سر می‌برند. روند ایجاد فرصت‌های شغلی، بسیار کندتر از میزان مورد نیاز کشور است، به ویژه اگر نرخ بیکاری جوانان کشوری مد نظر باشد که ۲۴% جمعیت آن را افراد ۱۴ ساله یا جوان‌تر، و بیش از ۴۰% را افراد ۲۴ ساله یا جوان‌تر تشکیل می‌دهند، و سالانه بیش از ۳/۱ میلیون ایرانی به سن ورود به بازار کار می‌رسند.

ایران نومیدانه به سبک‌تر شدن تحریم‌ها، کاستن از حجم هزینه‌های امنیتی، بازگشایی سازوکار بازرگانی، دسترسی به فناوری‌های غیرنظامی خارجی، و سرمایه‌گذاری‌های خارجی نیازمند است. تقریباً به همین اندازه نیز به رفع خطر شکل گرفتن یک رقابت تسلیحاتی اتمی با اسرائیل، کشورهای عرب، و آمریکا و حتی خطر نامحتمل‌تر درگرفتن یک جنگ هسته‌ای نیاز دارد.

کوچک‌ترین اقدام مثبتی می‌تواند به پیشبرد منافع راهبردی ایران و آمریکا کمک کند  

- منافع راهبردی مشترک

پای منافع راهبردی مشترک دیگری نیز در میان است، که بسیاری از آنها در موضوعات تنش انگیز میان آمریکا و ایران مطرح می‌شود، جایی که آمریکا و ایران، در کنار غالب همسایگان ایران، حقیقتاً دارای منافع مشترکی هستند:

- تنش‌ها و برخورد اعراب-اسرائیل: ایران تا کنون نه در غزه، و نه در لبنان، و حتی نه در سوریه کاری انجام نداده است که بتواند شرایط زندگی اعراب را بهبود بخشد. اقدامات ایران تنها باعث تضعیف و تحدید باور اسرائیل به روند صلح و کاهش تمایل کشورهای خارجی برای فشار آوردن به تل‌آویو -که بارها مورد تهدید قرار گرفته است- به پذیرش یک توافق صلح پایدار شده است. توافق آمریکا با ایران تنها یک اثر محدود و موضعی خواهد داشت، اما کوچک‌ترین اثر مثبتی در این برهه زمانی می‌تواند به پیشبرد منافع راهبردی ایران، آمریکا، تمام کشورهای عرب، و اسرائیل کمک کند.

ایران و آمریکا نه در برابر هم، که باید در کنار هم باشند  

- افغانستان: هم آمریکا و هم ایران منافع مشترک پررنگی در ایجاد ثبات در افغانستان دارند. افغانستانی که صادرکننده افراط‌گرایی اسلام سنی، تروریسم، یا مواد مخدر نباشد. این مسئله در حالت کلی برای تمام مناطق آسیای مرکزی و کشورهای حاشیه دریای خزر نیز صدق می‌کند؛ و تمام این‌ها «بازی‌های بزرگی» است که هم ایران و هم آمریکا می‌توانند با احتراز اکید از بازی کردن در برابر یکدیگر، در هر سطح و اندازه، هر دو برندگان قاطع‌تری باشند.

- امنیت عراق و خلیج [فارس] : ایران هرگز نخواهد توانست به لحاظ امنیتی و به شکلی پایدار به «هژمون» منطقه خلیج[فارس] بدل شود. ایران تنها موفق شده است که کابوس درگیری‌های قومی و مذهبی را در عراق تجدید کند، و خود را انگیزه تحولات و آماج حملات نظامی احتمالی کشورهای عرب خلیج[فارس]، آمریکا، انگلیس، و فرانسه سازد. توافق آمریکا و ایران باعث می‌شود واشنگتن با توجه به شرایط تازه، در خصوص حضور خود در منطقه تجدید نظر کند، تلاش ایران برای بازسازی روابطش با کشورهای عرب خلیج[فارس] صادقانه‌تر به نظر آید، و همکاری برای ساخت و توسعه یک عراق باثبات، بسیار آسان‌تر شود.

ایران نمی‌تواند انقلاب خود را از راه «سخت» صادر کند  

- افراط‌گرایی اسلامی: علی‌رغم تب تند انقلابی روزهای نخست پس از سرنگونی شاه، تهران به خوبی دریافته است که از راه «سخت» نمی‌تواند انقلاب خود را صادر کند. ایران در بهترین حالت تنها می‌تواند در ابعاد محدودی تأمین‌کننده سلاح، مشاوره، و هزینه‌های مالی گروه‌های شیعیان باشد که ارزش این پشتیبانی‌ها نیز به سبب واکنش جمعیت بسیار بزرگ‌تر سنی مذهب، کاملاً خنثی شده و تنها آتش افراط‌گرایی اسلامی سنی مذهبان را شعله‌ور خواهد ساخت؛ اتفاقی که برای ایران، حکومت‌ها و مردم سنی مذهب میانه‌رو، و همینطور آمریکا و دیگر کشورهای خارجی یک تهدید مشترک محسوب می‌شود. همکاری، تلاش‌های ضدتروریستی مشترک، حذف علل خشونت‌های مذهبی، و افزایش آستانه تحمل دینی، از ارزش‌ها و منافع مشترک همگانی محسوب می‌شوند.

آینده روشن شیعیان منطقه، در گروی همکاری ایران با تلاش‌های ضدتروریسم است  

- دیگر اختلافات قومی-مذهبی: درست مانند افراط‌گرایی مذهبی، پایان دادن به تلاش‌های حکومتی برای بهره‌برداری از اختلافات موجود در دین اسلام، و همکاری در تلاش‌های ضدتروریسم، در کنار هم، بهترین راه ممکن برای ایران است که بتواند ضمن دستیابی به ثبات داخلی، آینده روشنی را نیز -اگر نه برای کل منطقه که- برای شیعیان، و دیگر اقلیت‌های ساکن در کشورهایی مانند بحرین، عراق، عربستان سعودی، و یمن تضمین کند. چنین رویکردی در عین حال، بهترین راه برای ایجاد ثبات، توسعه، و امنیت در تمام کشورهای سنی مذهب، و بهترین فرصت برای مقابله با تروریسم و همینطور کمک به دیگر نقاط منطقه برای رسیدن به پیشرفت‌های اجتماعی آمریکا، اروپا، روسیه، چین، و تمام دیگر کشورهای خارجی است.

هیچ امیدی وجود ندارد که آمریکا بتواند از خارج، حکومت را در ایران تغییر دهد  

- توسعه و انتقالات نفتی. وجود یک بازار باثبات برای صادرات نفت، درست همان قدر برای آمریکا سودمند است، که برای ایران و دیگر کشورهای صادرکننده. نرخ بالا و پایدار تولید یا بهای پایین فروش، سطح درآمد صادرکنندگان را افزایش می‌دهد. هزینه‌های نظامی پایین‌تر می‌تواند نیازهای مالی برنامه‌های توسعه را تأمین کرده و استانداردهای بالاتر زندگی را برای مردم به ارمغان آورد. گشایش آزادانه مسیر خط لوله به هند و پاکستان می‌تواند خطر استفاده از گردنه‌های دریایی را کاهش داده، برای افغانستان و آسیای جنوبی منافعی دربرداشته، و برای همکاری‌های بیشتر آینده، به هند و پاکستان انگیزه دهد.

- تغییر حکومت: حاکمان کنونی ایران به وضوح از حفظ ماهیت مذهبی حکومت نفع می‌برند، اما دلیل روشن و الزام‌آوری برای آنان وجود ندارد که از پیشرفت، اصلاحات، و تغییرات اجتماعی بر حذر باشند. آمریکا می‌تواند مختصر تأثیری بر تحولات سیاسی داخلی ایران داشته باشد، اما هیچ امیدی وجود ندارد که بتواند از خارج، نظام را تغییر بدهد؛ چنین اقدامی حتی برای اندک مخالفان خارجی نظام، از جمله حامیان «فرزند شاه» اینک سالخورده، یا گروهک مجاهدین خلق نیز ناممکن است. نکته متناقض‌نمای شکل گرفتن یک فضای آزادتر در ایران این است که چنین رویکردی هم می‌تواند امید حکومت به بقای خود در آینده را بهبود بخشد و هم امید مردم ایران را به پیشرفت، اصلاحات، و بهبود پله‌پله شرایط اجتماعی.

ارزش بازار ایران برای صادرکنندگان خارجی کاهش یافته است  

- سوریه و لبنان: درست مانند مورد عراق، در سوریه و لبنان نیز شکل گرفتن اختلافات و خشونت‌های مذهبی برای هیچ کس نفعی نخواهد داشت. این خشونت‌ها نه منافع افراط‌گرایان را تأمین خواهد کرد و نه حکمرانان نالایقی چون اسد.

- تجارت: کاهش توان ایران برای تجارت، و ناگزیر شدن تهران برای جست‌وجو در پی راه‌هایی بی‌سرانجام برای دور زدن تحریم‌ها و استفاده از پایانه‌های ترانزیت به سختی به بخش مالی و توان تأمین مالی برنامه‌های توسعه آسیب زده، هزینه نهایی واردات را برای ایران افزایش، و ظرفیت کلی واردات و ارزش بازار این کشور را برای صادرکنندگان خارجی کاهش داده است.

به خاطر آوردن گذشته کار عبثی است  

- در پی معامله‌گرانی معقول

هشدار تلخ تاریخ این است که به خاطر آوردن گذشته معمولاً کار عبثی است. در عمل، از تاریخ تنها به عنوان منطقی برای توجیه خشونت، انتقام، خشم، و نفرت سوءاستفاده می‌شود. نامحتمل‌تر این است که دو کشور که نمی‌توانند گذشته را از ذهن پاک کنند -درست مانند ایران و آمریکا- بتوانند از آن برای تعامل و عمل در قامت یک معامله‌گر معقول درس‌های مفیدی بیاموزند. حقیقت این است که بازی کردن در چیزی شبیه به یک بازی مجموع‌صفر دو نفره، هیچ یک از دو طرف شانسی برای برد نخواهند داشت؛ دست‌کم بردی که به اندازه هزینه‌هایش ارزشمند باشد. با وجود اینکه تجربه در امور خاورمیانه به درستی و به راحتی می‌تواند باعث تقویت بدبینی شود، اما آمریکا و ایران هیچ یک نباید از توجه به این ملاحظات راهبردی غفلت کنند.

ایران و آمریکا بهترین فرصت ممکن را برای پیروزی حقیقی در اختیار دارند  

آمریکا و ایران در حال حاضر بهترین فرصت ممکن را برای بردی حقیقی در اختیار دارند که با خاتمه دادن به تقابل کنونی خود و همکاری برای یافتن راه‌حلی واقعی برای معامله بر سر پایان دادن به برنامه سلاح‌های هسته‌ای ایران در برابر پایان دادن به تحریم‌ها، مصالحه‌ای پایدار بر سر قدرت هسته‌ای، و مشوق‌هایی که پیش از این از سوی ۱+۵ پیشنهاد شده بود، امکان‌پذیر است. به علاوه دو طرف باید گذشته را چنان پشت سر بگذارند که بتوانند به شکل کارآمدی در جهت پیشبرد تمام منافع راهبردی مشترک خود با کشورهای عرب، اسرائیل، و همسایگانی چون ترکیه و افغانستان همکاری کنند. تاریخ با تمام تلخی‌اش نشان داده که هر چقدر که دستاورد یک معامله عقلانی بیشتر در جهت پیشبرد منافع راهبردی مشترک باشد، تلاش‌ها برای سر گرفتن آن موفق‌تر و نتیجه آن پایدارتر بوده است.

منبع: اشراف


این مطلب را چاپ کنید

نظرات شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد پر کردن قسمت های ستاره دار الزامی است *

*


6 − = چهار

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>