ترامپ نه مرد مذاکره است و نه جنگ

رضا حجت شمامی: وقتی دونالد ترامپ و کیم‌جونگ‌اون موافقت کردند کنار هم بنشینند و گفت‌وگو کنند، برخی مقامات و تحلیلگران بین‌المللی ابراز خرسندی می‌کردند که اختلافات چند دهه کره‌شمالی و امریکا به سمت توافق و کاهش تنش پیش می‌رود.
اینجانب در اولین روزهایی که زمزمه نشست و گفت وگو بین ترامپ و جونگ اون مطرح بود در صفحه توئیتر خودم نوشتم که «کسانی که فکر می کنند در مذاکرات بین آمریکا و کره شمالی، پیونگ یانگ از بمب های اتمی و دیگر تسلیحات استراتژیکش می گذرد و با آمریکا از در دوستی در می آید… اخیرا بیش از اندازه فیلم های تخیلی تماشا کرده اند»
1
حال در تازه‌ترین اخبار بعد از شکست مذاکرات چیز دیگری می‌گویند؛ اینکه پیونگ‌یانگ به دنبال بازسازی و راه‌اندازی سایت موشکی «تانگ‌چانگ‌ری» است و امریکا نیز خود را برای تحریم‌های بیشتر آن آماده می‌کند.
به نظر می‌آید هر دو از ابتدا به این مسئله اشراف داشتند که این نشست‌ها و گفتن‌ها راه به جایی نخواهد برد و تنها در عکس‌های یادگاری باقی خواهد ماند. بسیار خوش‌باورانه است که بپذیریم کره‌شمالی بیش از هفت دهه تلاش و تحریم و سختی را کنار بگذارد و با سپردن دستاورد‌های هسته‌ای و موشکی خود، به امریکا اعتماد کند. اینکه نمی‌توان به امریکا یا هیچ کشور دیگری در جهان اعتماد کرد یک اصل پذیرفته شده بین‌المللی است. این رویکرد از سوی لیبرال‌های دنیا مطرح شده که در جهان بحث اصلی منافع ملی است نه اعتماد و نباید بر این مبنا سیاست خارجی خود را تنظیم کرد. حال در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، هر لحظه که می‌خواهد از هر توافقی خارج می‌شود، مشخص است که بی‌اعتمادی به اوج می‌رسد. کره‌شمالی مذاکرات ایران، برجام و سرانجام آن را دقیق دنبال کرده است. ترامپ خروج از توافقنامه‌های آب و هوایی پاریس، نفتا، ترانس‌پاسیفیک و… را در کارنامه خود دارد.
در چنین شرایطی حتی کشور‌های اروپایی به عنوان متحدان سنتی نیز به رئیس‌جمهور امریکا اعتماد نمی‌کنند، چون این تجربه را دارند که او حتی در کمتر از یک ساعت امضای مکتوب و مستند خود را نادیده می‌گیرد. به نظر دنیای مدرن تاکنون چنین رئیس‌جمهوری را به خود ندیده است؛ بنابراین کره‌شمالی که پس از سال‌ها، این امتیاز را به دست آورده که در برابر امریکا و دشمنان خود، سلاح استراتژیک و بازدارنده به دست بیاورد، قطعاً آن را در اختیار امریکا قرار نخواهد داد. پیونگ‌یانگ با این کار اسب تروا را با دست‌های خود وارد سرزمینش می‌کند.
پیش نیامده که کشوری به این سلاح دست پیدا کند و از قدرت بازدارندگی آن بهره ببرد، اما خواهان از دست دادن آن باشد. اتفاقاً سیاست منع گسترش سلاح هسته‌ای برآمده از همین اندیشه است. این رویه در هند، پاکستان چین، انگلیس، فرانسه و مهم‌تر از همه امریکا و روسیه وجود دارد. چرا روسیه و امریکا به هیچ وجه خواهان جهانی عاری از سلاح نیستند؟
مسئله دیگر درباره چرایی شکست مذاکرات ترامپ و اون به نوع مذاکرات بازمی‌گردد. در مذاکراتی که در این سطح و برای چنین بحران‌های ریشه‌داری شکل می‌گیرد، ابتدا مقدماتی فراهم می‌شود، کارشناسان و رده‌های پایین سیاسی و حتی آن‌هایی که ناشناخته هستند، کار را آغاز می‌کنند، حتی مذاکرات پنهان شکل می‌گیرد و در گام‌های بعدی و توافق‌های کوچک‌تر به سمت دولتمردان رده بالا و در سطح سران می‌روند؛ بنابراین طی چند ماه و حتی چند سال مذاکره، سران کشور‌ها به مسائل مختلف در آن زمینه اشراف پیدا می‌کنند و سپس نتیجه لازم به دست می‌آید. در حالی که مذاکرات کره‌شمالی و امریکا بدون هیچ مقدمه‌ای از همان ابتدا در سطح رؤسا آغاز شد. دلیل آن نیز علاقه و تشنگی ترامپ به این سبک از نمایش سیاسی است. وی حتی به قدری در این روش غرق شد که نامه عاشقانه به کیم‌جونگ‌اون نوشت! در حالی که چند ماه قبل از این مذاکرات تا مرز حمله نظامی به کره‌شمالی پیش رفت. اگرچه آن هم نمایشی بیش نبود. بر این اساس، ترامپ نه مرد جنگ است و نه مرد مذاکره. اما یک چیز را خوب بلد است؛ آشوب‌سازی در هر نقطه از جهان. به نظر می‌آید این روش مورد پسند روسیه است به همین دلیل علاقه دارد که در دور بعدی نیز ترامپ را در کاخ سفید ببیند. در حالی که اروپایی‌ها به شدت از این موضوع وحشت دارند.
اما مسئله مهم دیگر درباره کره‌شمالی، موضوع تحریم‌ها است. اکنون قصد واشنگتن این است که تحریم‌های بیشتری علیه مردم کره‌شمالی اعمال کند. سناریویی که امریکا آن را دنبال می‌کند و سلاح تحریم را همچون شمشیر داموکلس بالا نگه داشته و هر زمان که علاقه دارد بر سر هر کسی فرود می‌آورد، این است که با فشار بیشتر به مردم، آن‌ها را علیه حکومت بشوراند، یعنی سیاست «گرسنگی شورش‌ساز» را دنبال می‌کند. اینکه این موضوع چقدر با حقوق بشر همراه است یا چه اندازه خشونت پنهان در آن نهفته است، به کنار. اما اگر چنین سیاستی ۱۰۰ سال، ۲۰۰ سال یا بیشتر طول کشید و گرسنگی مردم، شورش سیاسی منجر به براندازی را ایجاد نکرد، چه کسی پاسخگوی نسل‌هایی است که اینگونه در کره‌شمالی سوخته‌اند، فقط به این دلیل که امریکا از ورود غذا به کشورشان ممانعت کرده است. به هر حال این حکومت کره‌شمالی نیست که جلوی ورود غذا را به کشورش می‌گیرد. پیونگ‌یانگ فقط سیاستی را دنبال می‌کند که مورد رضایت و توافق امریکا نیست. در چنین شرایطی سازمان ملل نسبت به گرسنگی و بحران غذایی در کره‌شمالی هشدار می‌دهد، بدون اینکه ذره‌ای امریکا را خطاب قرار دهد.

این مطلب را چاپ کنید

نظرات شما

ایمیل شما منتشر نخواهد شد پر کردن قسمت های ستاره دار الزامی است *

*


یک + 7 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>